أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

128

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كردند ؛ حجّ فرمود ، و جهاد فرمود و دين را بولايت امير المؤمنين على عليه السّلام تمام گردانيدند مؤمنان با هر ايمانى ايمانى ديگر مىافزودند تا آنگه كه بولايت علىّ بن ابى طالب آن را تمام « 1 » گردانيدند . [ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 7 تا 10 ] وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ( 7 ) إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ( 8 ) لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ( 9 ) إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ( 10 ) معنى تكرار آيت [ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ] آنست كه اوّل بذكر مؤمنان متّصل است يعنى خداى راست لشكر آسمان و زمين پس او قادر باشد بر يارى كردن مؤمنان و غالب گردانيدن ايشان بر كافران و دوّم بذكر كافران متّصل است يعنى قادر است بر انتقام ايشان و او عزيز و حكيم است ، غالب است كس او را غلبه نتواند كرد ، حكيم است هر چه كند و فرمايد از حكمت و دانش بود ، آنگه با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطاب كرد و گفت : ما ترا فرستاديم در حالى كه گواه باشى بر مؤمن و كافر و بشارت دهندهء مؤمنان را ببهشت و ترساننده و بيم كننده كافران را بدوزخ ، براى آن فرستاديم ترا تا ايمان آريد بخداى تعالى و تقويت كنيد دين او را و تعظيم او كنيد و در پيش او با كافران و منكران بتيغ كارزار كنيد . جابر بن عبد اللّه انصارى گفت : چون اين آيت آمد رسول گفت : دانيد تا معنى تغرير چه باشد ؟ - گفتيم : خدا و رسول خداى عالمترند ، گفت : معنى او نصرت باشد . بعضى از مفسّران گفتند كه : ضمير راجع است با رسول يعنى حرمت او داريد و تعظيم وى كنيد و خداى را جلّ جلاله به پاكى و بزرگى ياد كنيد ببامداد و شبانگاه . آيت را دليل است بر بطلان قول مجبره از آنجا كه گفت غرض من بارسال رسول آن بود تا مكلّفان ايمان آرند بخلاف آنكه ايشان گفتند كه خداى تعالى

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « اتمام » .